

کوچه های این جوری داره یواش یواش تو گیلان از بین میره و جای خودشون رو به کوچه هایی با دیوار های سنگی بلند میده. راستش وقتی داشتم از کنار این دیوار میگذشتم یهو دلم براش تنگ شد چون میدونم تا چند سال دیگه از این دیوار هم خبری نیست و به گورستان خاطره ها سپرده میشه…
سلام. کارت جالبه. فقط کاش کاری می کردی که با کليک روی عکسها بتونيم عکسو با اندازهی بزرگ ببينيم.
خوبی اين پست تو اينه که اين بار به گيلان از زاويهی ديگهای نگاه کردی. هر وقت میگن گيلان، کوه و جنگل و دريا و روستا و فضاهای روستايی رو نشون میدن.
اينبار اما تو به سراغ فضای شهری رفتی. ديوارهای خشتی بافت قديمی شهر لاهيجان. دمت گرم.
درود بر تو و خاندان پاکت ای صمد. چگونه ای؟. وبلاگت را ورانداز نموده ام و آن را نیک یافتم. باشد که پاینده باشی.
كاش با ديوارهاي سنگي جايگزين مي شدند ، با ديوارهاي بي ريخت آجري محصور ميشوند . مردم بي رحمانه به جان خاطرات و فرهنگ خود افتاده اند . ان وقت در يزد و اصفهان همه ي خرابه هاي محلات قديمي شان را هم تحت عنوان “ميراث فرهنگي” پاس مي دارند .
سلام
D
چاكرم
چطوري؟
خوش ميگزره؟
شنيدم 4 دستي ميزني تو سره خودت!!!